تبليغاتX
بچه غول بی شاخ و دم
  • -تو چی شد که مردی؟

      -والا خودمم نمیدونم خواب بودم که مردم!(با تشکر از جناب لافکادیو)

  • قربون چشمای بادومی کرم خورده ات!
  • سیاهترین فیلسوسک خانه مان عقیده دارد که علت وجود امروز فقط تمام شدن دیروز نیست!...خیلی مشکوک میزنه.شبا کشیک میدم صدای خنده هاشو بشنوم.
  • آسمون که ابری میشه اینجا...تازه تو آفتابی میشی از پشت دیفال دلم! 
  • راستی این قالب قشنگ و جمع و جور کار من نیستا..من که از این هنرا بلد نیستم.گفتم یه وقت سوءتفاهم نشه.کار و باید سپرد دست کاردان.    
+ خط خطی شده در Sun 17 Sep 2006ساعت 9:5 توسط بچه غول |

  • دیدی این مورچه هایی رو که جنازه یه مورچه مرده رو به دوش میکشن؟...شباهت دوری ست بین سایه من و این مورچه های ریز قهوه ای...
  • پاهام کفشامو میزنه...باید برم دنبال یه جفت پای نو بگردم!
  • شما مطمئن باشید کار خیلی سختی نیست.باور کنید اگه میتونستم خودم از عهده اش بر بیام مزاحمتون نمیشدم.میدونید از بچگی نمیتونستم روی چند تا کار با هم تمرکز کنم.اون بالا حواسم میره پی خیلی چیزای بی ربط...اون بالا اصلا از همه چیز یادم میره.کاری نداره...به محض اینکه من رفتم اون بالا...کافیه شما  یه لگد کوچولو به این چهارپایه بزنید...بعد هم اگه دلتون خواست پنجره رو ببندین.همین!
  • p,s:...دارم شبیه کسی میشم که هیچوقت شبیهش نبودم...
+ خط خطی شده در Sat 9 Sep 2006ساعت 13:36 توسط بچه غول |

  • آفتاب پرستی که سنت شکنی کند...مهتاب را میپرستد!
  • به دریا نرسیده ام و نمیدانم لاک پشت هایی که توی دریا میمیرند خوشبخت ترند یا آنهایی که توی ساحل زیر ماسه ها فسیل میشوند احتمالا...
  • ببین بچه غول جان تو توی یک روز معمولی به دنیا اومدی...نه باران غریبانه میبارید..نه مهتاب عاشقانه میتابید.(!!!)...مامانه داشت سوراخ جوراباتو درز میگرفت بابا هم یحتمل روزنامه میخوند.من به تو اطمینان میدهم که قشنگ بوده ای!...حالا برادره میخواهد موهای پخش و پلایت را مناسب قابلمه ها بداند و خواهره هماهنگی چشمهای گنده و لاغریه صورتت را تصادفی بخواند...تو قشنگ بوده ای.حالا هی با خودت پچ پچه کن که چه و چه و چه....و هی بشکن بزن و برقص....میگذره و تو دوست داری این گذرو...

+ خط خطی شده در Thu 24 Aug 2006ساعت 8:50 توسط بچه غول |