تبليغاتX
بچه غول بی شاخ و دم
گفتم:دیگه حوصله اشکاتو ندارم..میتونی بری...دقیق یادم نیست.شایدم این جمله رو تو گفتی!

چون کلا آدم ضد سانسوری بود سوار آسانسور هم نمیشد!
وقتی مرغ حنایی احمق مالیخولیایی همسایه  عاشق خروس فلزی میله بادنما میشود...birds are all dumb.

 

+ خط خطی شده در Thu 20 Jul 2006ساعت 8:46 توسط بچه غول |

پرده را کنار میزنم تا شب از تاریکی اتاقم رنگ بگیرد.
اینقدر تو خودش فرو رفت که راه برگشتو فراموش کرد...
ژوفرا گفت که او یک تکه از کنار دریا را برای خودش تنهایی دارد که هیچکس دیگری حق ندارد بیاید آنجا تپه ماسه ای درست کند. ژوفرا اینها را جدی نمیگوید.آخر او خیلی دروغگوست!                 نیکولا کوچولو
زندگیم را مدیون سکسکه های مداوم قلبم هستم.   

+ خط خطی شده در Thu 13 Jul 2006ساعت 7:55 توسط بچه غول |